سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
sara
مردن و خوارى نبردن ، و به اندک ساختن و به این و آن نپرداختن ، و آن را که نصیب به آسانى به دست نیاید با کوشش با آن برنیاید و روزگار دو روز است روزى از تو و روزى به زیان تو ، در روزى که از توست سرکشى بنه و در روزى که به زیان توست تن به شکیبایى ده . [نهج البلاغه]

sara

 

 
Nerdesin(سه شنبه 17 دی 87 ساعت 2:30 صبح )
 

 Nerdesin

 




 
عشق من . . .(سه شنبه 17 دی 87 ساعت 2:24 صبح )



 




 
دلتنگیش(سه شنبه 17 دی 87 ساعت 2:18 صبح )

 


سارا


 


دوباره آسمان این دل ابری شده
...


 


دوباره این چشمهای خسته بارانی شده
....


 


دوباره دلم گرفته است و شعر دلتنگی را برای این دل
میخوانم....


 


میخوانم و اشک میریزم ، آنقدر اشک میریزم تا این
اشکها تبدیل به گریه شوند...


 


در گوشه ای ، تنهای تنها و خسته از این دنیا
....


 


دوباره این دل بهانه میگیرد و درد دلتنگی را در دلم
بیشتر میکند.....


 


خیلی دلم گرفته است ، مثل همان لحظه ای که آسمان ابری
می شود...


 


خیلی دلم گرفته است ، مثل همان لحظه ای که پرنده در
قفس اسیر است و با نگاه


 


معصومانه خود به پرنده هایی که در آسمان آزادانه
پرواز میکنند چشم دوخته است...


 


دلم گرفته است مثل لحظه تلخ غروب ، مثل لحظه سوختن
پروانه ، مثل لحظه شکستن


 


 یک قلب تنها ...


 


دوباره خورشید می رود و یک آسمان بی ستاره می آید و
دوباره این دل بهانه میگیرد...


 


به کنار پنجره میروم ، نگاه به آسمان بی ستاره
....


 


آسمانی دلگیرتر از این دل خسته
....


 


یک شب سرد و بی روح ، سردتر از این وجود یخ
زده.....


 


خیلی دلم گرفته است ، احساس تنهایی در وجودم بیشتر از
همیشه است....


 


تنهایی مرا می سوزاند ، دلم هوای تو را کرده
است....


 


دوباره این دل مثل چشمانم در حسرت طلوعی دیگر
است....


 


آسمان چشمانم پر از ابرهای سیاه سرگردان است ، قناری
پر بسته در گوشه ای از


 


قفس این دل نشسته و بی آواز
است....


 


هوا ، هوای ابریست ، هوای
دلگیریست....


 


میخواهم گریه کنم ، میخواهم ببارم
....


 


دلم میخواهد از این غم تلخ و نفسگیر رها شوم
....


 


اما نمی توانم.....


 


دوباره دلم گرفته است ، خیلی دلم گرفته
است...


 


اما کسی نیست تا با من درد دل کند ، کسی نیست سرم را
بر روی شانه هایش بگذارم


 


و آرام شوم.... هیچکس
نیست....!!!!


 


 



 
سارا(سه شنبه 17 دی 87 ساعت 2:8 صبح )
اسم تو برای من مقدسه تانفس تو سینه پر پر میزنه
باورم کن که فقط باور تو
میتونه قفل قفس رو بشکنه




s a r a



 
لیست کل یادداشت های وبلاگ?
 




بازدیدهای امروز: 0  بازدید

بازدیدهای دیروز:0  بازدید

مجموع بازدیدها: 159  بازدید


» اشتراک در خبرنامه «